نعمت های خدا

نعمت های خدا - پدر و مادر

علیرضا
نعمت های خدا

نعمت ۳۵

کودک که بودیم …. | FarsPatogh.COm 

خدایا !!...

کودک بودم ... خواب بودم ...

       از هیچ چیز خبر نداشتم..

            به قول خودمون از هفت دولت آزاد بودم ... نمی دونستم خوراکم از کجا میرسه ... حتی شیر خوردن رو هم بلد نبودم ... اصلا چیزی هم یادم نمیاد ... حتی اصلا من به تو نگفته بودم که دو تا فرشته یعنی پدر و مادر رو بذاری بالای سرم .. اون رو هم خودت با مهربانی خودت تقدیم من کردی .. تا اگه لب تر کنم دنیا رو به پای من بریزند ... به روی من هم این لطفها رو. نیاوردی... تو از لطف و رحمت خودت، از احسان و مرحمت بی منتهای خودت بر سر من منت گذاشتی و این بنده حقیر رو کردی اون کسی که بتونه روی پای خودش بایسته و بگه "من علی هستم"..

خدایا!! من از سپاس این نعمت که گفتم لال هستم ... اگه هم لال نباشم بلد نیستم که چی بگم .. 

        فقط ... فقط ...  یه بیت ناچیز با زبان قاصر خودم به ذهنم میرسه که همون رو هم تقدیم این آستان می کنم ... به قول بزرگان برگ سبزی است تحفه درویش با یک سبد گل  تقدیم به شما :

عشق تو نظر چو در کارم کرد       بنمود جمال و عاشق زارم کرد

من خفته بدم به ناز در کتم عدم      عشق تو به دست خویش بیدارم کرد

خدایا شکرت


موضوعات مرتبط: نعمتهای معنوی
برچسب‌ها: نعمت در کودکی , پدر و مادر , لطف خداوند , خدایا شکرت




تاريخ : سه شنبه چهارم مهر 1391 | 14:27 | نویسنده : علیرضا |
.: Weblog Themes By SlideTheme :.